السيد موسى الشبيري الزنجاني
1396
كتاب النكاح ( فارسى )
2 ) مناقشه در ثبوت اجماع ما كه به كتب فقها مراجعه كرديم ، اجماع را نتوانستيم تحصيل نماييم ، زيرا اين مسأله قبل از شيخ طوسى در كلام هيچ فقيهى نيامده ، تنها صدوق روايت صفوان را نقل كرده كه درباره مضمون آن بحث خواهيم كرد ولى كلينى روايتى در اين باب نياورده و اين مسأله در مقنع و هدايهء صدوق و مقنعه شيخ مفيد و كتب سيد مرتضى و كافى أبو الصلاح حلبى و مراسم سلّار ديده نمىشود ، از ساير قدما همچون على بن بابويه و جعفى هم فتوايى در اين زمينه نقل نشده است ، اولين كسى كه صريحاً اين مطلب را آورده شيخ طوسى در نهايه و سپس شاگردش ابن برّاج در مهذب و سپس ابن ادريس در سرائر و قطب الدين كيدرى در اصباح و محقق در شرايع و نافع آن را ذكر كرده است ، در فاصله زمان شيخ طوسى تا ابن ادريس هم تنها ابن برّاج را كه شاگرد و از اتباع شيخ است ، يافتيم كه اين مسأله را عنوان كرده باشد ، بلكه ظاهر عبارت ابن حمزه شايد بر عدم وجوب باشد ، چون اقسام وطى محرم و مكروه و مستحب را ذكر كرده ولى وطى واجب را ذكر نكرده است . ابن زهره - معاصر ابن ادريس - هم در غنيه و نيز يحيى بن سعيد - شاگرد محقق حلى - در جامع مسأله را عنوان نكردهاند ، ولى پس از محقق قائل صريحى بر خلاف نيافتيم . بنابراين نمىتوان اجماعى از قدما و از هنگام تأسيس فقه اثبات كرد و آن را حجيت در اين موضوع دانست . آرى در كشف اللثام آن را به اكثر الاصحاب نسبت داده كه تعبير صحيحى است ، آن هم اكثر الاصحاب پس از ابن ادريس ، ولى قبل از وى شهرت هم ثابت نيست و به احتمال قوى ابن حمزه هم مخالف در مسأله است . بحث كبروى در حجيت اجماع را در جلسه بعد خواهيم آورد . ان شاء الله . « * و السلام * »